تبليغاتX
يادش بخير
حرف های ما هنوز نا تمام
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است!
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آن که با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آی ...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چه قدر زود
دیر می شود
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 10:12  توسط بابای امیر حسین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
مهر 1390
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM